و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+هر تلاشی ک دارم میکنم برا انگیزه و زنده موندن

تهش با یه سوال ک هر سری از خودم میپرسم، رو هوا میمونه

+ینی سارا الان کجاست؟

+چون تا قبل اینک سارا چیزیش بشه،اونقدا برام سوال نبود ک عادما وقتی میمیرن کجا میرن یا اصن هستن جایی؟

+ولی الان برام سواله ک سارا کجاست؟

+میتونم برم دیدنش؟

+میتونه منو ببینه؟

+درداش تموم شدن؟

+مامانشو دید؟

+نمدونم.

+ تــاریـخ سه شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ ساعـت 22:49 به قـلـم پوچیــــده |