و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+دلم میخاد خودمو دوباره ببرم تو پیجم و غرق خوشیای کاذب بچگیم شم

++ولی دلم نمیاد اکسپلور بقیه وقتی صدای فریاد یه مادر میاد بعدیش صدای مسخره من باشه.

+ تــاریـخ شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ ساعـت 7:45 به قـلـم پوچیــــده |