و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

هایی دخترک

+چن وقته کمم. نیستم.

+فکرم مشغولِ جناب هدفه.

+اندکی مریضم، دیگ اخراشه

+نفس کم میارم، خوب میشم

+مغزم، شلوغ پلوغ و کج و ماوجه

+و بیشتر از همیشه پرم از نمدونم.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ ساعـت 0:38 به قـلـم پوچیــــده |