و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+انقد خستم ک دلم میخاد سرمو بزارم رو زانوم مص صگ گریه کنم

+من قوی ام ک الان اینجام

نیازی نیس ک توعه لوسه مامانی بهم یادعاوریش کنی.

+ تــاریـخ دوشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۳ ساعـت 20:11 به قـلـم پوچیــــده |