و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+پریروز یه دخترو دیدم ک اسکیت پاش بود

+و پشت یه مزدا رو گرفته بود و تو خیابون میرف

+براش با خنده با دستم دو نشون دادم و اونم دس تکون داد

++پسر، آرزوهای ما ،تفریحات بعضیاس

+ تــاریـخ چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳ ساعـت 9:38 به قـلـم پوچیــــده |