و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+ب گمونم دیگ الان تنها رفیقم تویی دخترک.

+میشه اینجا بی ترس حرف بزنم؟

+ تــاریـخ دوشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۲ ساعـت 10:27 به قـلـم پوچیــــده |