و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+کلیک

+در هر مرحله از زندگیم داشم سعی میکردم ک ادمایی رو نگه دارم ک خودشون بودن ک میخاستن شرو بشه.

+دختر بدی بودم.

ولی من واقن میخاسم ک یکی باشه ک واقن بخاد باشه.

+ تــاریـخ دوشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۲ ساعـت 0:2 به قـلـم پوچیــــده |