|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+گاهی وقتا ب خودم میگم..
+لازمه ک وقتی حالم خوب نیس لبخند بزنم تا کسی نفمه؟
+لازمه ک حتما چراغا خاموش شه ک من بتونم ب اشکام اجازه بدم بیان پایین؟
+لازمه ک زنده بمونم وقتی انقد حوصله ی زندگی کردنو ندارم؟
+لازمه ک پاشم برم سرکار وقتی انگیزه ای ندارم؟