و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+قوی بودن اینجوریه ک

+تو دلت میخاد بمیری،خیلی دلت میخاد بمیری

+ولی بلند میشی شمع درست میکنی.

+اتاقتو ردیف میکنی

+روغن معطر درست میکنی.

+ورزش میکنی

+حمام میری.

+تا بتونی زنده بمونی.

+و من زندم.

+ تــاریـخ شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۲ ساعـت 2:41 به قـلـم پوچیــــده |