|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+روم نمیشه حتا بگم زندگی میکنیم.
+برای بغض یه گربه، گریم میگیره.
+برای دروغای این عوضیا، گریم میگیره.
+برای کشور لنتی ک حالی برا کسی نذاشه گریم میگیره.
+برای اینک دیگ تصمیم گرفتم مهراب تو زندگیم نباشه، گریم میگیره.
+برای اینک دیگ ممد رفیقم نیس، گریم میگیره.
+برای اینک حالم خوب نیس، گریم میگیره.
+برای همه چی گریم میگیره
و فقط میتونم حس کنم دلم میخاد بمیرم. دلم میخاد خودمو بمیرونم.
+کاش میتونسم هر شب مست کنم. و نفهمم.