و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+دلم میخاد برم یه گوشه

+سیگارمو بکشم و گریه کنم. همین.

+تمام حالی ک برام مونده اینه و اینو بخام

+ تــاریـخ چهارشنبه ۱۴ دی ۱۴۰۱ ساعـت 14:22 به قـلـم پوچیــــده |