و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+نیاز دارم،یه جا بستری شم.ک نتونم کسیو ببینم و جایی برم

+بهم کاغذو خودکار بدن و کتابام. و موزیک.

+و بگن هر چقد دلت میخاد معلق باش. تا بفهمی عاخرش چیکار بخای کنی.

+و تو هیاهوی فکرم گفتم نکنه معلق بودن انتخابم باشه تا عاخر؟

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۱ ساعـت 1:4 به قـلـم پوچیــــده |