و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+راستش بیش از اندازه دلم گریه میخاد.

+دلم میخاس الان خونه بودم و نقاشیمو میکشیدم.

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ساعـت 22:38 به قـلـم پوچیــــده |