و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+پیش پاتون ، تو پارک

+دو تا کفتر عاشق دیدم

+سر دخنره رو شونه های پسره بود.

+دلم خواست.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۱ تیر ۱۴۰۱ ساعـت 17:46 به قـلـم پوچیــــده |