و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+تو دنیای بچگانه ی خودم زندگی میکردم

+و نمدونسم بزرگترا به چه چیزایی فکر میکنن.

+و حتا ادم های کوچیکتر از من.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۱ ساعـت 7:39 به قـلـم پوچیــــده |