و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+میدونی؟

+دلم برا اون روزا ک تموم دلخوشیم ،نوشتن برای تو بود‌،تنگه.

+خیلی سخت تر شد ک دیگ نباید مینوشتم.

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۰ ساعـت 1:32 به قـلـم پوچیــــده |