و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+میدونی کجا همه چی انقد بی روح و کمرنگ شد برام؟

+اونجا ک از همه رویاها و چیزایی ک میخاستم کنده شدم

و افتادم تو مسیری ک بیشتر شبیه گمراهیه.

+ تــاریـخ دوشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۰ ساعـت 2:42 به قـلـم پوچیــــده |