|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+چقد عصبیم:(
+چون وزنم دوباره رف بالا:(
+چون من عاشق غذام :(
+چون دلم برای زمستون تنگ شده:(
+چون لیوان نی دار عروسکی ک تو اینستام سیو کردمو دلم میخاد:(
+چون یه عالمه کتاب میخام ک گرونن:(
+چون عاهنگی گوشیم تکراری شده:(
+چون این خانواده رو عصاب عادم میره:(