و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+چقد عصبیم:(

+چون وزنم دوباره رف بالا:(

+چون من عاشق غذام :(

+چون دلم برای زمستون تنگ شده:(

+چون لیوان نی دار عروسکی ک تو اینستام سیو کردمو دلم میخاد:(

+چون یه عالمه کتاب میخام ک گرونن:(

+چون عاهنگی گوشیم تکراری شده:(

+چون این خانواده رو عصاب عادم میره:(

 

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۰ ساعـت 15:22 به قـلـم پوچیــــده |