و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+من حس میکنم یه گوشه از مغزم داره تو خونابه غرق میشه

+و خاطره هام تو اون قسمته.

+و داد میزنه کمک.

+پس چرا یهو اشکم میاد؟

+نکن اینکارو.

 

+ تــاریـخ یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹ ساعـت 0:9 به قـلـم پوچیــــده |