و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

زندگی، یک شبِ بـی شادیِ یکسر کابوس

+کاش برخیزم از این خوابِ سراسر غمِ هیچ..

[بهرامیان]

 

+ تــاریـخ جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۸ ساعـت 0:51 به قـلـم پوچیــــده |