و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+کاش من پسر میشدم و میرفدم سربازی

و خاهرام قبل رفتنم برام جشن میگرفتن و سوپرایزم میکردن:(

+ تــاریـخ شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۸ ساعـت 1:45 به قـلـم پوچیــــده |