+یه شب منو رضوان پشتامونو ب هم تکیه داده بودیم
و پاهامون رو تختامون بود.
و درس میخوندیم
+یهو دیدم برام نامه نوشته
[کلیک]
+هم اتاقی مربان من.
+یاد نامه بازیم با فاطی افتادم.یادش بخیر
یه پوچیده ی ب پوچ رسیده..و قسم ب روزی ک جز بلاگفــا مرهمی نخاهی یافت :)پارادوکس^_^بضی وختا چیزایی مینویسم ک نویسنده ی مورد علاقه ی خودم میشم:)11/عابان/96یادمون نره^_^هیچوخو21/اسفند/96و 30تیر 97مربان^___^
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN