|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+از بچگی دوس داشتم یه ورزشکار موفق باشم
+ولی چون دختر بودم،نذاشن.
+حالا ک دخترام میتونن،بازم من نمتونم.
+چون بابام دوس نداش.
+چون مامانم از حرفای بابام پشتیبانی میکرد.
+من نتونسم از سوم ابتدایی برم تکواندو.
+فقط چون دختر بودم.
+یهو یاد اون روزا افتادم.