+پسرعموی مامان،مرتیکه ی خرس گنده
از در میومد تو،بالاسرم وایمیستاد یه دفه میگف پپخخخ
+میدید میترسم ،میخندید میگف چه خوب میترسی.
+دویس بار این حرکتو زد.
+مرتیکه ی گلی ، زهرمارو پخ
یه پوچیده ی ب پوچ رسیده..و قسم ب روزی ک جز بلاگفــا مرهمی نخاهی یافت :)پارادوکس^_^بضی وختا چیزایی مینویسم ک نویسنده ی مورد علاقه ی خودم میشم:)11/عابان/96یادمون نره^_^هیچوخو21/اسفند/96و 30تیر 97مربان^___^
HoMe EmaiL ProFiLe MozHgaN