و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+دلم برای بز کوهیم تنگ شده.

+برا اینک نگاش کنم.حرصش بدم.

و از حرص خوردنش خندم بگیره.

+شاید تازگیا دارم میفهم نخاستن یه نفر چه طعمی داره.

+شاید تازه دارم درکش میکنم

 

+ تــاریـخ جمعه ۶ دی ۱۳۹۸ ساعـت 0:48 به قـلـم پوچیــــده |