و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
+نشسه بودم رو همون میز و صندلی همیشگی

+از عاسمون جنگل بارونه برگ می بارید.

+ تــاریـخ پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ ساعـت 2:6 به قـلـم پوچیــــده |