و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
+واقع بینی خعلی چیز کصشریه.

+من میبینم دره جلومه.

+من میدونم ک میوفتم تو دره.

+من تظاهر میکنم ک عاخر این ارتفاع یه تشک نرم پهنه.

+من جرد میشم و میمیرم.

+من عاخرش هیچی نمیفمم.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ ساعـت 15:56 به قـلـم پوچیــــده |