و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
+داشم کنارش راه میرفدم

پامو انداختم جلو پاش^_^

+تا خوده ماشین دمبالم اومد یه کرمی بریزه-__-

+تصقیره خودشه میخاس دو دیقه قبلش هولم نده^_^

+ممده گابه غمگینه همچنان بیشور

+ تــاریـخ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعـت 1:46 به قـلـم پوچیــــده |