و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
+دلم برا اتاقم تنگ شده بود.

+تنا جایی ک شونصد روزم میموندم و ککمم نمیگزید خونه مریم وفاطی بود=(

+ تــاریـخ پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷ ساعـت 23:12 به قـلـم پوچیــــده |