|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
و چون حرفی ندارن بزنن،
شرو میکنن راجع ب زندگی همه نقد کردن.
+کاری عم ندارن ک طرف نارحد میشه یا ن.
+چون اصولن ب اونا ربطی نداره
و فقد حرفایی ک عنوان شده رو مجدد دارن تکرار میکنن.
+عاره حرف مردم همینه.
+چیزی ک همش ازش میترسن همینه.
+مسخره س،مگ ن؟