و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
+چار تا عادم دور هم میشینن

و چون حرفی ندارن بزنن،

شرو میکنن راجع ب زندگی همه نقد کردن.

+کاری عم ندارن ک طرف نارحد میشه یا ن.

+چون اصولن ب اونا ربطی نداره

و فقد حرفایی ک عنوان شده رو مجدد دارن تکرار میکنن.

+عاره حرف مردم همینه.

+‌چیزی ک همش ازش میترسن همینه.

+مسخره س،مگ ن؟

+ تــاریـخ سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعـت 15:8 به قـلـم پوچیــــده |