و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
+از رو ب رو با دس نشونم میداد

+و ب قیافه ی ترسیده م، میخندید.

+ تــاریـخ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ ساعـت 0:50 به قـلـم پوچیــــده |