و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
+واو یه ماشین رد شد،صدا ضبطش عاخر=)))

داش گرگ پدر گوش میداد=))

+چشممون خورد به هم ،صاعقه زد_پلکم سوخت.

+ تــاریـخ پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۷ ساعـت 22:48 به قـلـم پوچیــــده |