و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
+ذهنم دائم میپرسه

+اگه اون بیس و هش تیر 95،میومد..

+اگه میدیدمش..

+شاید هیچوخ انقد همه چی داغون نمیشد.

+شاید نمیذاش همه چی انقد داغون شه.

+نمیذاش من احمق باشم.

+اون نیومد.

+و دوسال ازون موقع میگذره.

+کاش میومدی.

+من منتظرت بودم.

+کاش میومدی.

+ تــاریـخ شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعـت 13:52 به قـلـم پوچیــــده |