|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+اگه اون بیس و هش تیر 95،میومد..
+اگه میدیدمش..
+شاید هیچوخ انقد همه چی داغون نمیشد.
+شاید نمیذاش همه چی انقد داغون شه.
+نمیذاش من احمق باشم.
+اون نیومد.
+و دوسال ازون موقع میگذره.
+کاش میومدی.
+من منتظرت بودم.
+کاش میومدی.