و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
+میرم سمت پنجره.

+چشمم میخوره ب اردکا.

+یه خنده ی بی جون میشینه رو لبام.

+ تــاریـخ یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۷ ساعـت 16:22 به قـلـم پوچیــــده |