و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
+من از هفت عاسمانتان تنها یک ستاره خواسته بودم..

+عان هم کم نور و بی جانش..

+زیاد بود؟

+ تــاریـخ پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعـت 23:47 به قـلـم پوچیــــده |