و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..

+شونصد روزه ک پست نمزام

+ تــاریـخ جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعـت 13:54 به قـلـم پوچیــــده |

+حاجی یه سریا انقد عقده ای و بیکارن، ک هنوز میشینن پشت ما حرف میزنن:))))

+بکش بیرون بدبخت:))

+ تــاریـخ چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعـت 22:9 به قـلـم پوچیــــده |

+کلیک

+چرا هنوز زندم؟

+بخاطر وجود این عادم.

+ تــاریـخ چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعـت 2:45 به قـلـم پوچیــــده |

کلیک

+چن دیقه س زل زدم به این پست قدیمیم.

+ناخوداگاه چن بار پشت هم با بغض گفتم آخی:(

+نمدونی چقد غمگینه وقتی بش فک میکنی.

+ تــاریـخ سه شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعـت 19:55 به قـلـم پوچیــــده |

+واقعیت تو، کمتر از خابت مهربون بود.

+نیا تو خابم لطفا. بزار زندگی کنم

+نزار وسط خیابون بغض کنم

+نزار انقد لنتی حالم بد شه.

+نمتونم تا ااخر عمرم اینطوری زجر بکشم و نتونم راجع بش با کسی حرف بزنم

+نمتونم پشت هم سیگار بکشم تا یکم حالم بهتر بشه

+اگه تو واقعیت انقد مهربون بغلم کرده بودی، انقد دور نمیشدیم ک یکی دیگ بشه الویتت.

+مراقب ما نبودی، نیا تو خابم.

+بزار زنده بمونم.

+ تــاریـخ دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعـت 22:40 به قـلـم پوچیــــده |

+داشتم فک میکردم فرهان وقتی شب قبلش داش با دوستاش با خنده حرف میزد،

+نمدونس فرداش قراره تو یه ماشین با هم تصادف کنن

و فقط اون بمیره:(

+راستش، قلبم بشدت گرفته و پر از بغضم

+برا کسی ک یکبار دیدم و حتا نمیشناختم.

+دارم فک میکنم با این حجم از استرس

نکنه منم ندونم کدوم فردا عاخرین روزمه

+ تــاریـخ سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعـت 0:7 به قـلـم پوچیــــده |

+خب باشه فیلمامون انقدی غمگین بود ک ب اندازه چارسال برات اشک بریزم.

+تو رو از ته دلم گریه کردم.

+غمِ ناتمومِ من.

+ تــاریـخ جمعه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعـت 0:3 به قـلـم پوچیــــده |

انگار قرار است فردا بیایی

+و فردایش بی تو نباشم..

+ تــاریـخ جمعه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعـت 0:1 به قـلـم پوچیــــده |