|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+اهوم. مرسی
+دلتم تنگ میشه؟
+رو همه افراد مجموعه، علل خصوص مدیر مجموعه کراش زدم. بای
+ناهار بهم مرغ سوخاری دادن. بای
+استرس دارم.
+ولی حس بدی ندارم.
+ hi new work.
+امیدوارم دوروز دیگ با حجم انبوهی از غر غر نیام اینجا.
+کاش کامنتتو خصوصی نمیزاشی تا تنها کصکشی باشی ک کامنتش تایید شده.
اگ یه درصد از اعتماد بنفس رییسی رو داشم ،اونطور ک تو سکوی رییس جمهوری چرت و پرت میگه
+اگه فقط یک در صدشو داشم،الان حداقل تو یه شرکت بزرگ استخدام میشدمو
+فقط یک درصد از اعتماد بنفسشو.
+کار
+کار و بازم کار.
+اخرش هم دوراهیه عقل یا عشق.
+ادمای مربانی هستن ک ناغافل لبخند بیارن رو لبام.
+ولی فکرم اشوبه.
+از پستای داخل وبم میتونی بفهمی ک چقد روزام خوب میگذره
+حرف بزن سبک شی
+گوش میشم، میشنومت
+دهنم از خمیازه جر خورد
+ولی خابم نمیبره
+نیاز دارم،یه جا بستری شم.ک نتونم کسیو ببینم و جایی برم
+بهم کاغذو خودکار بدن و کتابام. و موزیک.
+و بگن هر چقد دلت میخاد معلق باش. تا بفهمی عاخرش چیکار بخای کنی.
+و تو هیاهوی فکرم گفتم نکنه معلق بودن انتخابم باشه تا عاخر؟
+مغزم ب اندازه هزار سال حرف داره.
+قلبم ب اندازه صد ها سال درد میکنه و گرفته.
+زندگیم به اضافه اتاقم،
منهای همه چی.
+دلم میخاس یه زرای 24ساله ی بدون گذشته بودم و با این ادم اشنا میشدم.
+و دلم نمخاس ک کاش بمیرم.
+درحالی ک مرجان فرساد داره میخونه "اتل متل،نازنین دل، زندگی خوب و مهربونه"
+من هی بیشتر بغضم میگیره.
+پاییز احمق،یادت رفته باید بباری؟
+پس کی قراره بارونتو نشونمون بدی؟
+نمیگی یکی بهونه میگیره؟
+تو هر ماه از زندگیم چرا میخام فرار کنم.
+نگاه کردن ب اسمون وستاره ها از شیشه عقب ماشین وقتی سرتو تکیه میدی صندلی
+مهم نیس تو چه مرحله ای هسی
+مهم اینه ک تو هر مرحله ش خستم.
+کارایی ک بابتشون پشیمون شدمو یادم میره.
+ولی کارایی ک بابتشون حسرت خوردمو نه.