|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+و همچنان چیزی ک سرجاشه و تغییر نمکنه ،ذات عادماس.
+یه وویس چن ثانیه ای
ک توش گفته بود
++تو که نارحت باشی،میخام دنیا نباشه.
+قطره های اشکم انقد گندس
ک میبینمش خندم میگیره
+باید برم چن پاکت
پشت هم
هی بکشم هی بکشم
خمار شم
بعدش بخابم.
+کاش هیچوخ هیشکی سمتم نیاد
+کاش هیچوخ دل کسی بخاطرم نمیشکس.
+کاش بخابم بیدار نشم.
+واقن حوصله ی بیدار شدنو ندارم
+میدونی العان باید چی داشم؟
+مموریم.
+عصبی تر از قبلم.
+من یادم میره.
+ولی حالم ،حاله قبل نمیشه.
+یه جوری ک حتا خودمم یادم نمیاد چرا اینطور شدم.
+حتا اونقد غمگینم
ک نمتونم کاری براشون کنم.
+کاش تنها دخترشون نبودم
و خاهر داشتم.
+اونوق مجبور نبودم تنهایی غصه بخورم.
+اینک با این سن ،
هنوزم دستای لاک زدمو از بابام قایم میکنم
غمگینم میکنه.
+اما بازم خداروشکر، بدون بابا نمیشه زندگی کرد.
+اینک هنوز با این سنم ،
مامانم بم گیر میده چی پوشیدی چراپوشیدی،غمگینم میکنه.
++خداروشکر ،زندس و هنوز کنارمه.عیب نداره گیر میده.
+بدرک ک غمگینم.
+خداکنه پاش خوب شه.
+شاید تو اونقد ترسناک نباشی.
+یقین دارم تو مص یه خواب عمیقی
ک ممکنه توش کابوس ببینم
یا رویای شیرین.
#نامه ای ب مرگ.
+ب همه میگم قوی باشین.
+ولی خودم دارم فرو میریزم از درون.
+خط لبخندهایی ک موقع نارحتی زدیم
ک کسی نفهمه..رو صورتمون مونده.
+وگرنه خنده ک عادمو پیر نمکنه.
+دیدار آخر..دوباره جای همیشگی..
+بارون میومد..
+ولی چترت جدا بود..
[دیدار آخر]
+برات مهم نباشه عادما چی میگن.
+موزیک عآن.
+یاد اون روزی افتادم ک هنوز نمدونسم
احمد سولو،همون احمدرضا شهریاریه.
+دیگ با گوش دادن اهنگا ،مخاطبی تو ذهنم ظاهر نمیشه.
+اگرم بشه،خعلی کمرنگه.
+درست جایی شکستم ک من احساس غرور کردم[دمت گرم]
+من از وبلاگی ک صب تا شبمو توش بودم ،دور شدم
+عادما واقن چ انتظاری ازم دارن؟
+سه روز عذای عمومی ب دلیل سوگواری عظیم
قبول شدنه شی خاخر مریم در دانشگاه ما.
+درست شنیدم؟
+موسیقی،خطرناکترین سلاح
+فک نکنم اونقد دووم بیارم
ک بتونم دخترمو ببینم.
+نمدونم بابات کیه
+اما حتمن باید مرد قوی ای باشه
ک عادم بی رحم و نامردی مص مادرتو تحمل کرده.
+انگار زیر چشام،گودال کندن
و خاکاشو ریختن تو قلبم.
+ب طرز عجیبی غمگینم.
+اونقد ک هر لحظه بغضام از چشام میزنه بیرون.
+راستش،منم فقط تورو داشتم.
+نه چیزی یادم میمونه
و ن ب چیزی دائما فک میکنم
+اما بضی شبا ،ب عکست نگا میکنم
و بدون اینکه دلیلشو بدونم تا مرز خفگی گریه میکنم
+موجا منو سمتِ ساحل نیاوردن..
+پس چرا بارون نمیباره؟
+و راحت ترین اتفاق
افتادن عادما از چشمت میشه.
+از یه جا ب بعد حتا حوصلت نمیشه حس واقعیتو توضیح بدی.
+یهو پیدات میشه
و یهو هم دیگه پیدات نیس.
+هشتاد درصد زندگیمو ریختم دور
+با نوزده درصدش مص صگ رفتار میکنم
+و یه درصدشو تورو دوس دارم
[هروئین]