|
و عانگاه ک بغض در گلو زانوی خود را بغل میکند..
|
+کاش بتونم بیشترش کنم.
+طرف کیو میگیری؟
+من از این حق نمیگذرم.
++ریسکه.نمیشه.
+باید قبول شم.
++خرج افتادنش یه پلک زدنه.
++این روزا،عادما در همین حد برام موندنی هسن.
++چوب اعتمادتو بخوری،خعلی درد داره.
وختی ک معلم نداشیم میوفتم.
+از وقتی ک خدا رف
++چیزی عوض نمیشه.
++دلم گرف
نه نمذارم دیگه خابیدن پیش هم باشن
++ولی دلم همچین درد گرف خودتو نصلتو نفرین کردم
+نفرینم شاید نگیره..ولی از ته دلم عاه بلند شد
+تو خاب و بیداری بودم ک کل بدنم لرزید..
+عادمای پست بزدله بی همه چیز
ب هیچی.
++ن اونایی ک بودن و دیگ نیسن..
+ن اونایی ک هستن و انگار نیسن..
++همه چیه این دنیا همینقد لنتیه.
گریه نکن.
ک یادم بره کی بودم
هرگز ن دگر هوای عاغوش کنم..
[کاسه خون]
درسو بغل کنم
ک خدا هم نادیدش نگیره؟
++نع نارحدی و بغض
+کی قراره بفهمم؟
اشکات بریزن و غرق تو گریه بشی
++حالم یه چیز تو همین مایه ها.
++همینقد بلاتکلیف و مبهم
حال دلم خوش نیس
++این خنده ها از کجا میاد؟
بنده هاتو جم کن
تا صب عاهنگ گوش کنم
تا صداشونو نشنوم
جبرانه این حال بدیایی ک بخاطرت کشیدم
نمیشه
+تف کردن تو صورتت هم ..حیف تفم
++اونام هی میگن ما شاخ داریم..میزنیما میزنیمااا
[حالم ازت بهم میخوره بزدله فراری]
محتاجه بودنه عادما نباشم
++نگو بد شدی عوض شدی بداخلاق شدی
+من دارم یه حسایی رو تو خودم میکشم..
من انقد حالم بد تر نمیشد..